سيد صادق سجادى
99
تاريخ برمكيان ( فارسى )
آتشكده تبديل كند « 1 » ! بعضى از امراى عرب هم برمكيان را گبر مىخواندند و به عربيت خويش تفاخر مىكردند « 2 » . بىبنيادى اين روايات از راويان و منابع آنها پيداست . خاصه روايت بغدادى كه به غلو در ردّ و طعن مخالفان و تأويل عقايد آنان به كفر و شرك مشهور است . دربارهء كعبه و آتشكده هم از مسرور ، قاتل جعفر برمكى ، نقل شده كه اين داستان را ساختهء طرفداران متعصّب هارون و دشمنان برمكيان دانسته است « 3 » . داستان ديگرى كه مىگويد بعضى از دهقانان از يحيى خواستند نوروز را دو ماه عقب بيفكند و يحيى هم پذيرفت و مردم هم نتيجه گرفتند كه اين عمل او ناشى از تعصّبش در مجوسىگرى است « 4 » ، سخت جاهلانه و كودكانه مىنمايد . بر فرض صحت داستان ، اين كار يحيى پيش از اصلاح تقويم ، گواه خردمندى و دادگرى اوست . زيرا به سبب تغيير زمان نوروز رسمى ممكن بود پيش از رسيدن محصول ، سال مالياتى آغاز گردد و عمّال دولت از كشاورزان ماليات طلب كنند و اين بر كشاورزان دشوار مىافتاد و عقب انداختن نوروز تا وقت برداشت محصول باعث آسودگى كشاورزان مىگرديد . به هر حال نه تنها هيچيك از اين گزارشها و اتهامات دليل بىاعتقادى و بددينى برمكيان نيست ، و اعتقاد به آئين زردشتى هم غير از كفر و زندقه است ، بلكه شواهدى از ديندارى و مسلمانى آنها نيز در دست است . افزون بر آنچه دربارهء ساخت مسجدها به دست برمكيان گفته شد يا پس ازين خواهد آمد ، آوردهاند كه فضل بن سهل و حسن بن سهل كه پروردهء يحيى بودند هر دو به دست او مسلمان شدند « 5 » . روايات داستانى آوردهاند كه فضل بن يحيى چندان بر واجبات مواظبت داشت كه چون يك بار نمازش قضا شد ، مالى كلان به صدقه داد « 6 » . ابن ازرق هم برمكيان را به ديندارى و مسلمانى و رعايت احكام شرع ستوده است « 7 » . گفتهاند وقتى هارون در آغاز نامهاى خود را بندهء خدا و بندهء محمّد رسول اللّه خواند ، يحيى بر او خرده گرفت كه تنها خدا سزاوار تعبّد است و هارون نيز
--> ( 1 ) . بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 172 . ( 2 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 58 ب . ( 3 ) . جهشيارى ، ص 254 . ( 4 ) . بيرونى ، الاثّار الباقيه ، 32 . ( 5 ) . بيرونى ، الاثّار الباقيه ، 32 . ( 6 ) . تاريخ برامكه ، ويرايش قريب ، ص 49 ؛ قس : اخبار برمكيان ، برنى ، 28 الف . ( 7 ) . تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر ، ص 2 .